علی صنم - شهر ساحلی بنک
علی صنم - شهر ساحلی بنک
علی قاسمی پور معروف به : علی ( صنم )

بدون استثناء همه همشهریان کوچک وبزرگ وعده زیادی نیز غیر از مردم بنک علی قاسمی پور معروف به : علی صنم ، که باز مانده و تک فرزند مرحوم غلام حسن کاسی ( قاسمی ) است ، می شناسند علی بنکی الاصل ومتولد در این شهر است سن وسالش از شصت تجاوز کرده وی درعنفوان نو جوانی پدر خود را از دست داد ، بعد از آن با تنها مادرش که صنم نام داشت در منزلی که از پدرش به ارث برده بود ، زندگی مشقت باری شروع وبرای امرار معاش به چوپانی همت گماشت ، چند رآس بز که متعلق به خودش بود به صحرا می برد وقبل ازغروب برمیگرداند ، واما علی از شغل چوپانی چندان راضی نبود و بزها را فروخت ، سپس بامادرخود در منزل زندگی بسیار ساده ای ادامه داد ، خیرین به او ومادرش کمک مالی وخار وبار می کردند . چون پدر از دست داده وبا مادر خود زندگی می کرد مردم به او علی صنم می گفتند وبه این نام مشهور شد ، دی علی هم پیر وناتوان گشت و کارهای خودش را به سختی انجام میداد صنم زن پاک پاکیزه ای بود ، قبل از بیماری وناتوانی روزانه کوچه خودشا ن که معروف به کوچه مهزاد است جارو میکرد وآب پاشی می نمود ، بد نیست بدانید از قدیم الایام تاکنون این کوچه اصلی وقدیمی ترین کوچه بنک است که در وسط محل قرار دارد و طولانی ترین راه رفت وآمد مردم از شمال به جنوب وبر عکس بوده و میباشد مردم بمنظور تامین آب مشروب خود از (چاه قدیمی بنک ) از این راه استفاده میکردند که در وسط محل قرار گرفته بود فعلا به خیابان جدید الاحداث شهرداری که بسوی بهشت امام صادق (ع ) وگلزار شهداء امتداد دارد جذب شده است . ناگفنه نماند راه قدیمی پس از گذر از روستای لمبدان به منطقه دشتی مرتبط میشد . بیچاره دی علی بعلت بیماری فلج شد و خانه نشین گردید ، بطوریکه در اواخر عمر روی دست وپا های خود برای تجدبد دیدار دوستان وهمسایگان ، کوچه هارا بزحمت طی میکرد . چند سال پیش اوهم درگذشت و فرزند خود ( علی ) را تنها گذاشت ، بقرار اطلاع آن مرحومه برادرانی بنام های شمس وغلامشاه داشته قبلا به دیدارش می آمدند ، ولی مدتی است کسی از آنان خبری ندارد ، ظاهرا با بعضی از بنکیها قرابت وخویشی دارند . واما شخص علی صنم ، از دنیا وتجملات آن دست کشیده و با وضعیتی قلندر وار زندگی میکند و با آن وضع خو گرفته وعادت کرده است ، برای خود عالمی و برنامه عجیب وغریبی دارد ، علی بعدازفروش بزها دور وبر ده راس الاغ وکره در منزل نگه داشته وسراوری می کند بدون اینکه از دراز گوشان خود کاری بکشد ویا سودی ببرد ! مرتب آب وغذایشان می دهد .
علی صنم تقریبا از دیگران منزوی واما مخفی و پنهان نیست ، زندگی روز مره خود را درجمع آوری علوفه سبز وخشک از صحرا واطراف شهر برای چارپایانش می گذراند دراز گوشان را در منزل نگه داشته وخوراک آنهارا از راه دور تا منزل برپشت خود حمل میکند ، گاه گاهی آنچه علوفه جمع کرده بوسیله فرغون ازاطراف شهر ویا از صحرا به منزل میرساند وزیر پای الاغهای خود می ریزد که سیربخورند ، زمستان گذشته در صحرا با او برخورد کردم ، حدود ده دقیقه ای همصحبت شدیم ، حواسش جمع وخاطرات چهل سال گذشته برایم تعریف کرد ، هنگام حرف زدن عجله نمیکرد وبا تا نی وشمرده حرف میزند و جواب سئوالها حساب شده می داد ، از اسم وفامیلش پرسیدم جواب داد : علی غلوم حسن کاسی هستم فامیلم قاسمی پور است ، شنامه دارم اسم وفامیلم در آن مشخص است . از بعضی ها اظهار ناراحتی کرد وگفت: شبها مورد اذیت وآزار بچه های غوره ، معتادان ودزدان قرار می گیرم ، ادامه داد : از عمل خلاف بچه های فضول واذیت وآزارآنان بارها به شورای شهر شکایت کردم تاکنون برای رفع مزاحمت هیچگونه ترتیب اثری داده نشده .
در جواب اینکه چرا تنها مانده وبرای خود همسری اختیار نکرده است ؟ گفت : اگر زن خوب وملایمی گیرم بیاد که وضعیت وزندگی مرا په پسندد می خواهم ، از هر مذهبی باشد اشکال ندارد ، ولی بامن ووضعیتی که دارم سازش کند . گفتم باید اول بری حمام سر وشکلت را عوض کنی که مورد قبول وپسند بیفتی ، گفت: نه نه ! همین طور بهتره میترسم غرور مرا بگیره و خدا رااز یاد ببرم ، ادامه داد وقتی میفهمی که بقول معروف میگویند : خواجه چه شد ؟ خودش جواب داد :خواجه مرد !! ادامه داد بگذار همین طور بهتره !!
واما برداشتی که از این ملاقات داشتم ، بنظر می رسد اگر چند سال پیش کسی ویا افراد خیری با علی قاسمی پور ( علی صنم ) از راه دل سوزی بیشتر نشست وبرخاست میکردند وتنهایش نمیگذاشتند احتمالا تغییر ودگرگونی کلی درروش ووضع زندگی او به وجود میآمد .
دوحه - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ - علی فرزانه

